close
چت روم
دهکده خنده ،


عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 10725 reza013
3 5802 karamymasood245
1 385 seraj
0 356 manteghpazir5
0 350 manteghpazir5
0 464 manteghpazir5

نویسنده:
تاریخ: شنبه 15 بهمن 1390
بازدید: 294

مطلب زیر قصه نیست. یه واقعیته. بخوانید و ببینید ما کجای این عالمیم ببینید ایثار و از خود گذشتگی چگونه معنا پیدا می کند؟ چقدر گرفتار مادیات شده ایم....؟ کجا می رویم...؟

سلام مامان قهرمانم :
میدونی ....!
حالا که روز تولدته من و آبجی می خواستیم قشنگ ترین هدیه رو برات بخریم ولی نمی دونستیم چی بخریم.
دختر خاله می گفت برات یه دست کامل لوازم آرایش بخریم.
می گفت اگه مامانت آرایش کنه زخم های روی صورتش کمتر معلوم می شه...
می گفت :
زشته یه معلم با سرو صورت زخمی سر کلاس بره
می گفت:
شاگردهاش می فهمند شوهرش...
میدونم تو هیچ وقت برای خودت از این چیزها نمی خری
آخه همش رو می دی پول دارو و بیمارستان بابا...
بابا هم که تو رو کتک میزنه...
فحش می ده...
حرف هایی می زنه که ما نمی فهمیم
فقط می بینیم و گریـــــه می کنیم.
من و آبجی خوب می فهمیم که وقتی بابا موجی می شه تو دستای مارو می گیری و می بری تو اتاق دیگه...
بعد می ری تا بابا کتکت بزنه
و موهای قشنگتو بکشه...
من و اون خوب می دونیم چرا این کارو می کنه .
آخه اگه تو نری جلوی بابا اون خودشو می زنه

دست خودش نیست...
تو هم چون بابا رو خیلی دوست داری نمی خواهی بابا خودشو بزنه ...
به قول خودت یه ذره از سهمت و فداکاری هاش رو میدی
از ترکش های توی بدنش
از موجی شدنش
از...
ما می فهمیم که وقتی بابا آروم می شه سرش رو می گیره و چقدر گریه می کنه
وقتی می فهمه چیکار کرده ناراحت می شه
دستت رو می بوسه...تو هم گریه می کنی ...
من و آبجی صدای گریه تو و بابا رو می شنویم.
مامان جون!
مامان خوب و قهرمانم!
پس سهم ما چی می شه؟
ما هم می خوایم مثل تو و بابا قهرمان باشیم
می خوایم روز تولدت پول هامون رو بدیم به تو تا برای بابا دوا بخری
فقط تو رو خدا این دفعه بذار بابا ما رو جای تو کتک بزنه ...
مامان جون، تولدتـــــــــ مبارکـــــــــــــــــ


منبع: سایت حوزه

 


برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,
نویسنده:
تاریخ: چهارشنبه 12 بهمن 1390
بازدید: 179

سلام 

به همه ی دوستان گلم و جفاتی عزیزم که امروز مثل اینکه سرو کلش پیدا نیست.

اول برداشتی آزاد از حکایتی از گلستان سعدی لطفا مطالعه کنید لطفا

جسم های بزرگ ؛ روح های کوچک...
بچه که بود خیلی دلش می خواست مثل بزرگ تر ها باشد .
دلش می خواست لباس هایش شبیه لباس بزرگ تر ها باشد .
دلش نمی خواست چادر سفید گل گلی اش را سر کند یا کفش های کوچولوی قشنگ صورتی اش را پا کند . دلش می خواست مثل مادرش چادر مشکی سر کند و کفش های پاشنه بلند به پا .
یک بار هم این کار را کرده بود؛ رفته بود چادر مادر را انداخته بود روی سرش و کفش های مادر را پوشیده بود . چند قدمی راه رفته بود و چادر زیر پاهای کوچکش گیر کرده بود و خورده بود زمین ...
اما باز هم دست بردار نبود. کفش ها را نمی توانست کوچک کند تا اندازه ی پاهایش بشود ، اما چادر را می شد : قیچی را برداشته بود و افتاده بود به جان چادر...! بگذریم از اینکه مادر چقدر عصبانی شده بود.
حالا بزرگ شده بود و داشت این ها را برای من تعریف می کرد .
می گفت : «اون روز ها ، معنی بزرگ بودن برای من ،قد و قواره بزرگ داشتن و لباس بزرگ پوشیدن بود .اما حالا  که بزرگ شدم ، باز هم احساس بزرگی نمی کنم .
الآن دیگه دلم می خواد روحم اون قدر بزرگ بشه که لباس های دنیایی براش کوچک بشه و لباس های بزرگ روحانی بپوشه.
اون موقع حتما احساس بزرگی می کنم»

سراج:اره خیلی از ماها تو این دنیای طوفانی سوار برکشتی زندگی هستیم و فکر می کنیم که ناخدای قهاری هستیم برای اداره ی این کشتی غافل از اینکه با خدا بودن بهتر ازناخدا بودن در این دنیا است.

جفاتی:سراج مطمئن هستی که تو حوزه عملیه نرفتی؟؟؟ صحبت ازچادر و روح اینجور چیزها میکنی از خودمونیما ازون  مذهبی های تیر هستی

سراج:نه جفاتی جون راستی کجابودی پسر؟؟؟؟نگرانت بودم

جفاتی(زیرلب):اره جون عمه نداشتت

جفاتی:هیچی امروز حال نداشتم با جنیفر(دوست دختر جفاتی)دعوام شده بود حوصله سربه سر گذاشتنتو نداشتم

سراج:راستی جفاتی جان منظور من ازاوردن چادر و روح مذهبی بودن نیست و این ها معیار های مذهبی بودن نیست ولی بدون که این قصه رو به خاطر این گفتم که از زبان یکی شنیده بودم که الان تو این جامعه زندگی می کنه (همه گرگ شدن و شهوت براشون ملاک شده)اگه میخواستم کودکی رو که تو این زمونه زندگی می کنه نمی تونستم از لفظ ایرانی بودن تحسینش کنم(چون ایرانی ها از زمان کورش پوششی شبیه چادر داشتند)در ضمن الان خیلی از  مادرها چادر سرشون نمیکنن و به جای اینکه به بچه هاشون این مسائل رو یاد بدن کشیدن رژ لبو اینجور چیزهارو بهشون یاد میدن(ازنظر امروزی ها با کلاس و با شخصیت هستند غافل از اینکه غربی ها با تبلیغات گسترده موفق شدن اصالت اصیل ایرانی رو از ما بگیرند و این چیزها رو جاکنند)بگذریم بیا بریم پارک محلمون یکم اب وهوا عوض کنیم تو هم بگو ببینم چی شده من که بهت روز اول گفتم اینکارو نکن خوب نیست اگه صبر می کردی انجلیا جولیا(مامان جفاتی)برات یه زن خوب میگرفت عجله کردی

جفاتی:خوب تو هم حالابهت رو دادم ها حالا ما یه اشتباه کردیم تو هم هی به رخ بکش

سراج: باشه ببخشید پاشو بریم راستی دوستان گلم سعی کردم با رنگ های مختلف بنویسم تا از خوندن مطالب لذت ببرید راستی خوشحال میشم نظرتونوراجب محتواش بدونم

چندتا گل محمدی هم برای هدیه به شما درادامه مطلب گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد تا آپ بعد یاحق


برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,